حسن حسن زاده آملى

526

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى)

كره است كه كره بر آن مى گردد . و بعبارت بيرونى در التفهيم : آن خط كه اندرون كره از قطب تا قطب بپيوندد او را محور خوانند و او نيز همچنان ايستاده بود همچون دو قطب كه نهايت اويند هرچند كه كره همى گردد . ( ص 31 ط 1 ) . و در درس چهارم دانسته ايم كه منطقه حركت اولى را معدل النهار و دائره استواى سماوى گويند ، و دو قطب آن را دو قطب عالم دانند ، و محور آن را محور عالم خوانند . چنان كه در درس بيستم خوانده ايم كه دائره عظيمه اى كه بر كره ارض در سطح معدل النهار حادث شود آن را خط استواء گويند . پس خط استوا محور ، در شعر ياد شده بهيچوجه راست نيايد و معنى درست ندهد ، لذا شعر را در كتاب نصاب الصبيان كه بتصحيح و تحشيه راقم و تقريظ استادم علامه شعرانى شرف الله نفسه القدسية بارها بطبع رسيده است مطابق برخى نسخ مخطوط آن كه در تصرف دارم چنين نقل كرده ام : ( ص 12 ) عقيم و عاقر نازاى و حامل آبستن حفيد و سبط نبيره است و رابه مادندر امير معزى در مدح خواجه فخرالملك گويد : نديدم در همه گيتى از اين فرخنده تر كاخى كه هم عيوق را تختست و هم خورشيد را منظر بلندى كز بلندى هست بامش بر سر جوزا بزرگى كز بزرگى هست بومش بر خط محور ( ص 247 ديوان ط 1 ) مطلب سوم : در تنبيه دوم درس 67 وجه تسميه عظيمه حركت اولى را بمعدل النهار از تحصيل قوس تعديل النهار دانسته ايم . وجه ديگر در تسميه آن بمعدل النهار را در درس شانزدهم دانسته ايم كه دائره معدل النهار و دائره افق جز در دو نقطه عرض تسعين يكديگر را بتناصف تقاطع مى كنند ، و چون مدار يومى شمس دائره استواى سماوى گردد يعنى در سطح معدل النهار بود روز و شب در همه آفاق به استواء و اعتدال بود ، و از اين روى نيز عظيمه حركت اولى را معدل النهار گويند . وجه ديگر در تسميه مذكور را در درس بيستم و در توضيح درس سى و سوم گفته ايم كه در تمام دوره سال شمسى شب و روز در آفاق استوائى متعادل اند يعنى باهم برابرند ، بلكه باز چنان كه در درس بيستم دانسته ايم همه